نقد و بررسی کتب بخوانیم و بنویسیم پنج پایه ابتدایی و ارائه راهکارها و بهبود کیفی
بسمه تعالي
استرس تدريس
آن چيزي كه اين شغل را سخت وپر استرس مي كنند خودكار نيست ) اتفاقا اين شغل شغل رضايت بخشي است اما شرايط است كه كاررا مشكل مي كند . كري كوپر متخصص بهداشت و روان شناسي سا زماني وعضو گروه علم وتكنولوزي دانشگاه منچستر اين شعل را به بمي در دست يك فرمانده ارتش تشبيه مي كند . به عقيده او معلمي بخودي خود استرس زا نيست اما شرايط خواص مانند تغيرات مداوم سيستم آموزشي ، تغيير نيازهاي آموزشي وحقوق كم زمينه استرس رافراهم مي كند .
چه چيزي با عث استرس معلم ها مي شود؟
دربيشترمواقع استرس معلم ها با استرس ساير افراد تفاوت چنداني ندارد . مانندهر شغلي ديگر معلم ها اگر احساس كنند نمي توانند خودشان را با فشار كاري ووظايفي كه به عهده شان گذاشته شده هماهنگ كنند دچار استرس مي شوند . گاهي معلمها براي برنامه ريزي درسي هفته پنجا ه تا شصت ساعت كار مي كند . اين كار درطولاني مدت تاثيرات نامطلوبي دارد وباعث استرس ، اضطراب ، بيماري ومشكلات جسمي مي شود .
مركز ملي معلمين انگلستان سا عت كار زياد ، فشار كار زياد ، با زرسي مدارس ، كم بودنيروي انساني، ضعف مديريت ، رفتار بد شاگردان ، تشريفات اداري ، با لا نبودن جايگاه شغلي را از عوامل ايجاد استرس در معلم ها اعلام كرده است .
در يك نظر سنجي ، معلمها ، نبود فضا ي مناسب وزمان كافي براي استراحت ، تدريس خصوصي وساعات بعد از ظهر وتعطيلات آخرهفته ، كمبود لوازم وتجهيزات مدارس را از عوامل استرس وايجاد ناراحتي دانسته اند . گاهي رفتا رشاگردان ووالدين آنها هم مي تواند باعث استرس شود.
چه بايد كرد ؟
كم كردن وظايف اضافه مانند سرپرستي اردوها وكارهاي گروهي كه ديگران هم مي توانند
آن را انجام دهند ، استفاده بيشتر وكمك گرفتن از ساير كاركنان مدرسه ، استفاده از تكنولوزي براي كاهش فشارهاي كاري و آزاد ي عمل در تغير ساعات مدرسه براي بيشترشدن كارايي ، استفاده از سيستم تشويق وپاداش ، با لا بردن جايگاه اجتماعي وارايه خدمات حمايتي به معلمها ميتو انند دركاهش استرس آنها موثر باشد .
9 توصيه به معلم ها
نكات زير مي تواند دركاهش استرس به شما كمك كند :
1- از همان ابتدا عوامل ايجاد كننده استرس را شناسايي كنيد ، منتظر نمانيد تا مشكلات زياد شود ودچار بحران شويد .
2- بعضي معلمها عادت كرده اند كه هميشه بگويند ، بله . مهارت نه كفتن را يا د بگيرد هر وقت لازم است از نه استفاده كنيد .
3- براي تدريس او بجز معلم چيزهايي ديگري هم لازم است .از خودتان توقع زيادي نداشته باشيد .
4- كافئين ، سيگار وداروهاي خواب آور به شما كمك نمي كند . مراقب باشيد در مصرفشان زياده روي نكنيد .
5- ورزش را فراموش نكنيد ورزش يكي از سالمترين وبهترين راههاي دفع استرس است
6- محيط سالم وبهداشتي درسلامت شما موثراست . نسبت به شرايط محيط مدرسه احساس مسئوليت كنيد ودركارهاي كه به بهتر شدن محيط مدرسه كمك مي كند مشاركت كنيد .
7- وقتي براي استراحت درنظر بگيريد زيرا لازمه يك زندگي سالم است
8- موفقيت هايتان را در معرض ديد قرار دهيد چون ايجاد انگيزه درخود وديگران خواهد كرد .
9- هروقت احساس كرديد به كمك بيشتري نياز داريد از مشاور كمك بگيريد
كميسيون اهداف ، طرح ها و برنامه هاي آموزشي و پرورشي شهرستان نهاوند
«بنام خدا»
اهمیت شناختی مطالعات و پژوهش هاي تطبیقی در آموزش وپرورش
مطالعه نظام های آموزشی خارجی این امکان را فراهم می آورد که ساختارها و کارکردهای آنها شناخته شوند . چگونه این یا آن نظام آموزشی بوجود آمده اند؟ آیا اقتباس فرهنگی آنطور که گفته می شود نا موفق بوده است ؟ چرا برخی از نظام های آموزشی موفق تر عمل می کنند ؟ چرا اهداف آشکار یکسان ( مثلاً سواد آموزی ) در نظام های اجتمایی مختلف نتایج متفاوتی به بار می آورد ؟ آیا تمرکز در مدیریت نظام های آموزشی همیشه اقدامی مثبت است ؟ چه نیروهایی (سیاسی ، اجتمایی ، فرهنگی ، مذهبی ، اقتصادی ، بین المللی ، علمی و فنی ... ) در موفقیت یا عدم موفقیت تصمیمات آموزشی موثرتر عمل می کنند ؟ شناخت نظام های آمورشی منجر به فهم آنها نمی شود و فهم عاملی برای ارزیابی عینیت های فکری است .
برای مثال ، آیا آموزش و گسترش آن همواره سبب توسعه می شود ؟ پاسخ نمی تواند همیشه مثبت باشد . آیا وابستگی فکری ، فرار مغزها ، جستجوی الگوهای نظری و عملی آمادهی خارج از میدان فرهنگی – اجتماعی ... ، در کشورهای جهان سوم کاهش یافته است در حالی که اموزش ، گسترش کمی قابل توجهی داشته است ؟ رفتارهای متفاوت می تواند نتایج مشابهی ایجاد کنند و به عکس ، ناتعادلی های نظام آموزشی ( افت تحصیلی ، بجران کیفیت ، ناسازگاری برنامه ریزی درسی با تغییرات و تحولات اقتصادی و صنعتی و مسأله بیکاری تحصیل کردگان ) می توانند از رفتارهای متفاوتی ایجاد شوند . مدیریت متمرکز در نظام های آموزشی مختلف (ژاپن ، فرانسه ، ایران و ... ) نتایج متفاوتی به دنبال دارد .
از آنجا که پیچیدگی نظام های اموزشی دارای اهمیت فراوان است ، شناخت کمک می کند تا فهم این پیچیدگی بیشتر ممکن شود . شناخت عقلانی باید با رد عینیت ها (جنبه های ظاهری پدیده ها ) آغاز شود . عبارت هایی نظیر توسعه آموزش نابرابری را کاهش و تحرک اجتماعی را افزایش می دهند ، موفقیت دانش آموزان به تعداد آنها بر حسب کلاس و مهارت معلمان بستگی دارد ، آموزش ، کارهای غیر عقلانی را از بین می برد ، گسترش ( کمی ) آموزش سبب توسعه می شود و ... از طریق بررسی ها و تجارب کشور های مختلف تأیید نمی شوند .
آموزش و پرورش تطبیقی کمک می کند تا با شناخت عملکرد نظام های آموزشی ، از چگونگی تشکیل و تغییر و تحول آنها اطلاع حاصل شود و تجارب شکست خورده تکرار نگردد.
کمیسیون اهداف ، طرح ها و برنامه های آموزشی و پرورشی شهرستان نهاوند
اهميت دانش در اسلام
دانش در اسلام, ارزش انسانى براى همه انسانهاست و معيارى براى برترى افراد به حساب مى آيد, قرآن مى فرمايد:
(هل يستوى الذين يعلمون و الذين لايعلمون) آيا آنان كه مى دانند و آنان كه نمى دانند برابرند؟(سوره زمر/ آيه9)
(إنّما يتذكّر اولوا الالباب) فقط صاحبان خرد ناب درس عبرت مى گيرند.(سوره رعد/ آيه19)
دانش به يك اندازه براى زن و مرد ارزش مى آورد , اهميت تحصيل دانش براى زن و مرد فرقى ندارد . امام على(ع) مى فرمايد:
(قيمه كلّ امرئ ما يحسنه.) ارزش هر شخص به اندازه تخصص اوست از همين رو قرآن هنگامى كه به افزودن دانش توجه مى دهد : (و قل ربّ زدنى علماً)(طه/114), يا آنجا كه به تفكر تشويق مى كند و مى گويد: (و يتفكّرون فى خلق السموات و الأرض) (آل عمران/191), روى سخن او تنها به مرد نيست ـ اگر چه به مقتضاى قاعده زبانى صيغه مذكر است, اما ـ مرد و زن هر دو مخاطب هستند , زيرا:
1. از نظر اسلام هر انسانى; زن يا مرد, به طور مستقل از ديگران مسؤول ايمان خود به خدا و روز قيامت است, كه ايمان موضوع قابل تقليد نيست; و براى اينكه رسيدن به ايمان نيازمند خردورزى و دانش آموزى براى گسترش افق تفكر و ادراك است, پس زن نيز مانند مرد بايد توانايى هاى عقلى خويش را گسترش دهد.
2 . از آنجا كه اسلام مرد و زن را داراى نقشى برابر در انسانيت مى داند, هر دو را به طور مساوى مسؤول ايفاى اين نقش مى شناسد, پس برترى يكى بر ديگرى در تحصيل دانش و درجه آن و طبيعت دانشهايى كه مى آموزند منطقى نيست.
اين سخن كه زن نيز در برابر خدا مانند مرد مسئول باشد, به رسميت شناختن آزادى زن در فكر و اراده است, اينكه زن بايد توانايى هاى خويش را تقويت كند و نقاط ضعف خويش را برطرف كند تا بتواند از انحراف خويش جلوگيرى كند و در برابر تهديدات دنياى بيرون ايستادگى كند, اينها چيزهايى هستند كه دانش به اندازه زيادى مى تواند در تحقق بخشيدن آنها براى انسان سهم داشته باشد, چه براى زن و چه براى مرد.
تأكيد بر نقش زن به عنوان مادر به اين معنى نيست كه دانش و زندگى او در همين نقش منحصر باشد, به گونه اى كه هر چيز مربوط به اين زمينه نباشد براى او ممنوع باشد; چنان كه برخى مى پندارند, بلكه زن به عنوان انسان به تمام مواهب دانش نيازمند است, نه به برخى از ابعاد محدود آن. استدلال به اين كه توانايى هاى جسمى و عقلى زن محدود است نيز سخنى است ستمگرانه و اجحاف بر زن; اين ادعا انسانى نيست.
خداى متعال زن و مرد را آفريد تا با هم و در چارچوب ويژگي هاى خويش تكامل يابند , اما با اين حال هر كدام از آنها را جدا از ديگرى مسؤوليت داده است , مسؤوليت اقتضا مى كند كه هر يك از زن و مرد , توانايى , آزادى اراده , آزادى فكر و فعاليت داشته باشد , چنان كه گذشت… اگر وظيفه مادرى اقتضا مى كند كه زن در اين زمينه توانايى هاى ويژه خويش را رشد بدهد, وظيفه پدرى نيز اقتضا مى كند كه مرد برخى از توانايى هاى ويژه پدرى را در خود گسترش بدهد. اين ويژگيها مانع از آن نيست كه آن دو براى تبادل نقشهاى خويش در اين سطح آمادگى داشته باشند, در نتيجه توجيهى براى تفاوت بين زن ومرد از نظر دانش نيست, نه از نظر موضوع و ماهيت علم و نه از نظر سطح علمى كه بايد بدان برسند.
كميسيون تحليل اهداف ، طرح ها و برنام هاي آموزشي و پرورشي دوره راهنمايي تحصيلي شهرستان نهاوند
ارتباط بين برنامه هاي آموزشي و درسي با حرفه هاي مورد نياز بازار كار در كشورهاي متفاوت
تجــــــارب کشـــــورها
ژاپن با توجه به گسترده تر بودن شيوه اتوماسيون در كارخانجات خود, در حال تامين و تربيت تعداد زيادي كارگر است كه اصطلاحاً كارگران ماهر عمومي ناميده مي شود. كارگر ماهر عمومي كسي است كه دانش و مهارتهاي كار را در كل زنجيره كار دارا باشد و نيز صاحب چندين مهارت بوده با تئوريها و دانش موردنياز براي گذراندن دوره هاي فني آشنا باشد, كارگر ماهر عمومي بايد قادر باشد كه تغييرات رخ داده در تكنولوژي هاي توليد را اعمال كند , مراحل كار را براي كارگران نيمه ماهر و غيرماهر أماده و تنظيم كند, همچنين بتواند در سرعت بخشيدن به پيشرفت كامل توليد نقش موثر داشته باشد, و بالاخره بتواند به توان كارگري رهبري كننده, عمل كند و روحيه گروه را بالا برد. ژاپن همچنين براي كارخانجات ديگرش كه كوچك يا متوسط هستند ولي كل كار يا جزئي از آن به صورت اتوماتيك انجام مي شود, به دنبال كارگران يك مهارته يا «چند مهارته» است.
" منظور از كارگــــر يك مهارته كسي است كه مي تواند مهارتش را در كار و در ارتباط با دانش فني با دقت و صحت بيشتري بروز دهد و كارگر چند مهارته كسي است كه مهارتهاي را با دقت و صحت در چندين كار مرتبط به هم همراه با دانش فني موردنظر داشته باشد. تفاوت چنين كارگري با كارگر ماهر عمومي در اين است كه كارگر ماهر عمومي تمام كارهاي كارگر چند مهارته را انجام مي دهد و علاوه بر اين وظايف مورد نياز در امر داوري را هم ايفا ميكند. "
اين حقيقت كه ژاپن تاكيد خاصي به توسعه «مغزها» و «مهارتها» در نيروي كار دارد تا بتواند از عهده ابداعات و نوآوري هاي تكنولوژيكي برآيد, حقيقتي آشكار است. به سختي مي توان گفت كه ژاپن داراي يك رده مشخص از كارگراني باشد كه بتوان آنها را معادل «طبقه تكنسين ها» دانست. نيروي كار موردنياز در ژاپن از طبقات مهندسان و كارگران ماهر انتخاب و با ديدن آموزش هاي ضمن خدمت فشرده به «كارگران ماهر عمومي» (معادل تكنسين) تبديل مي شوند. با توجه به توسعه صنايع مربوط به تكنولوژي برتر, نياز به چنين نيروهايي به گونه اي روزافزون احساس مي شود. در ژاپن خود اشتغالي مبتني بر كار در خانه, كه قبلاً هم وجود داشته است, باز هم رو به رشد است. استراليا در حدود سال 1974 (1353 شمسي) دريافت كه انقلاب تكنولوژيكي كه در آينده رخ مي دهد تاثيرات عظيمي بر ساختار اقتصادي, صنعتي و اجتماعي آن كشور خواهد گذاشت. اگر اين مسئله مورد بررسي قرار نمي گرفت و به سمتي ديگر تغيير جهت نمي داد, تاثير سوء بسياري بر جاي مي گذاشت و منجر به بيكاري خيل عظيمي از كارگران يقه آبي مي شد, علاوه بر اين امر مي توانست منجر به مهارت زدايي و لطمه به مشاغل آنهايي كه باقي مانده بودند, بشود.
استــــراليا اينك بسيار تلاش دارد كه نيروي كارش داراي مهارتهاي چندگانه و با شناختي در سطح بالا باشند و اين دانش و مهارت را عملاً به كار برند تا كارهاي چندگانه را با ماشينهاي چندمنظوره كه هر روز به تعداد فزاينده اي مورد استفاده قرار مي گيرند, انجام دهند.
زلاندنو دريافته است كه تكنولوژي متحول, مستلزم اين است كه نيروي كار از يك سو به سمت مهارت زدايي سوق داده شود و از سوي ديگر به سمت چندمهارتي شدن حركت كند. همچنين بر تقويت سازگاري, انعطاف پذيري, تحريك پذيري, مهارتهاي ارتباطي خوب و انساني در ميان نيروي كار تاكيد فراواني انجام مي گيرد, تا افراد بتوانند با شرايط تكنولوژي جديد و نوآوري هاي آن انطباق يابند, صاحبان صنايع نيز براي اين خصايل ارزش والايي قائلند.
در كره با مطرح شدن اتوماسيون (شيوه توليد خودكار), مهارتهاي سنتي از ارزش افتاده اند. صنايع اين كشور بر اين نكته تاكيد دارند كه مفهوم «كارگر چندمهارته» امروزه بايد شامل افرادي شوند كه دانش, مهارت و توانايي حل مسايل در ارتباط با شغل مربوط را داشته باشند و علاوه بر اين از تواناييهاي اجرايي هم برخوردار باشند.
در فيليپين اين نظريه مطرح است كه نيروي كار در تكنولوژي پيشرفته بايد داراي طيف وسيعي از مهارتهاي چندگانه اي باشند تا بتوانند تخصصهاي متمركز براي نوع كاري به خصوص را پشت سر بگذارند.در به كارگيري نيرو, نبايد صرفاً تاكيد بر اين باشد كه كارگران «چه چيز را انجام بدهند» و «چگونه انجام بدهند» بلكه كارگران ضمن داشتن طيفي گسترده از سواد تكنولوژيكي, بايد از «چرايي» كار خود نيز باخبر باشند. درباره تشخيص نياز به كارگران چندمهارته در ساير كشورها نيز ترديدي وجود ندارد. به طور كلي به نظر مي رسد كه تكنولوژي متحول مستلزم اين است كه نيروي كار از يكسو به سمت مهارت زدايي (Deskilling) و از سوي ديگر به سمت چند مهارتي شدن حركت كند.
همگامــــــي ايـــــران با تحــــولات جهانـــــي:
با توجه به اين واقعيت كه تا سال 1400 تشكيل دهكده جهاني به واقعيت مي پيوندد, ايران نيز متاثر از اين جهاني شدن صنعت و اقتصاد بايد به طور طبيعي عواملي را كه در تحولات اقتصادي و اجتماعي جهاني شدن وجود دارد در برنامه هاي آموزشي خود منظور نمايد. از آنجا كه نظام آموزشي بايد در خدمت توسعه اقتصادي, اجتماعي و فرهنگي كشور باشد, لذا ساز و كاري بايد ايجاد شود كه از آن طريق بتوان ارتباط مستقيمي بين توسعه اقتصادي, اجتماعي و توسعه آموزشي برقرار كرد. از طرفي با توجه به اينكه نظام حكومتي ما جمهوري اسلامي است و بسياري از تعاليم عاليه اسلامي نقش موثري در تعالي بشري دارند, لذا در طرح نظام آينده آموزشي بايد از رهنمودهاي تعاليم عاليه اسلامي استفاده شود. همچنين به منظور دست يافتن به آرمانهاي جمهوري اسلامي و با در نظر گرفتن تحولات اجتناب ناپذير ويژه در بخش فني و حرفه اي كه نقش موثرتري در حل معضل بيكاري و توسعه اقتصادي دارد, تعيين گردد. مبناي برنامه بيست و پنج ساله اقتصادي, اجتماعي, فرهنگي, سياسي جمهوري اسلامي ايران بر پايه توسعه نيروي انساني, طي برنامه 25 ساله (1400-1376) تدوين گردد كه با توجه به اهميت هر يك از بخشهاي آن, همكاري هماهنگ و منسجمي از سوي بخش هاي مختلف كشور ضروري مي باشد. در ادامه به گونه اي موجز به هدفهاي كيفي كه بايد در توسعه آموزش هاي فني و حرفه اي همواره مدنظر باشد و نيز به استراتژي ها و راهبردهاي لازم در اين بخش اشاره مي شود:
- پرورش جنبه هاي فرهنگي, رفتاري, مهارتي در هنرجويان بر اساس ملاكهاي اسلامي و نيازهاي برنامه توسعه اقتصادي و اجتماعي تا سال 1400.
- ايجاد فرصتهاي مساوي براي كليه افراد جامعه در دسترسي به آموزش هاي فني و حرفه اي در زمينه هاي موردنياز فردي و جامعه.
- افزايش كارايي دروني و بيروني آموزش هاي فني و حرفه اي افزايش مشاركت و نظارت مردم در توسعه آموزش هاي فني و حرفه اي و ارتقاي آموزش هاي فني و حرفه اي.
- اشاعه دانش فني و گسترش آموزش هاي فني و حرفه اي رسمي و غيررسمي در قالب يك نظام سازمان يافته.
- افزايش نسبت كاركنان فني و تخصصي جامعه و اصلاح ساختار هرم شغلي تخصصي جمعيت شاغل كشور.
- انطباق برنامه هاي درسي و محتواي آموزش ها با نيازهاي جامعه و مقتضيات ناشي از توسعه علوم و تكنولوژي.
- بهبود شاخصهاي كيفي و كمي آموزشي در كليه سطوح.
- مدرنيزه كردن آموزش هاي فني و حرفه اي بر اساس توسعه اقتصادي, اجتماعي.
- تدارك لازم جهت اجراي دقيق نظام آموزش متوسطه.
- اجراي تناسب آموزش فني و حرفه اي در راستاي نيازهاي توسعه كشور.
- افزايش سهم زنان در آموزش هاي فني و حرفه اي.
- نزديك نمودن بخش آموزش به بازار كار.
منبـــــع: www.physicm7.persianblog.com
كميسيون تحليل اهداف ، طرح ها و برنامه هاي آموزشي و پرورشي دوره راهنمايي تحصيلي شهرستان نهاوند
به نام آنکه هستی بخش هستی است ز هستی اش، هر دو عالم غرق مستی است
تجربه ی ژاپن در پرورش حرفه ای معلمان
در ژاپن مسئولیت پرورش حرفه ای معلمان در قالب سازمان های مختلف و در دوره های گوناگون زندگی شغلی معلمان شکل گرفته است.از تاریخ تصویب قانون ویژه کارکنان آموزش و پرورش عمومی در سال 1949 ، معلمان در دوره های مختلف زندگی شغلی خود در برنامه های گوناگون آموزش حین خدمت در سطوح ملّی،استانی، شهرستانی و مدرسه ای شرکت می کنند.این برنامه ها با مسئولیت نهادهای زیر سازمان دهی شده:
وزارت اموزش و پرورش،علوم و فرهنگ،مراکز آموزش ضمن خدمت،برنامه های ویژه معلمان تازه کار،دانشگاه ها و موسسه های پژوهشی
در ژاپن 78 درصد معلمان، شرکت در برنامه های اموزشی برای ارتقای شایستگی های حرفه ای را بر سایر برنامه های اموزشی حین خدمت ترجیح داده اند و تنها 38 درصد آنان علاقه مندی خود را برای شرکت در سایر برنامه های آموزشی حین خدمت اعلام کرده اند.
فعالیت های اموزشی برای ارتقای شایستگی های حرفه ای معلمان در مدرسه در ژاپن دارای تنوع بسیاری است که مهم ترین آن عبارتند از:
* معلمان به عنوان یک برنامه موظف سالانه به نوبت از دست کم یک مدرسه دیدار کرده ضمن بازدید از کلاس های درس، گفت و گو با همکاران درباره ی موضوع های مختلف تدریس و فعالیت های اموزشی مدرسه، گزارشی از مشاهده خود و نکاتی که آموخته اند ارائه می دهند.
* از اداره ی اموزش و پرورش هر منطقه راهنمایان مجربی دعوت می کنند تا ضمن بازدید از مدرسه و ضمن شرکت در کلاس های درس، در گروه های مختلف آموزشی معلمان درباره ی روش های عادی بهبود کیفیت فرآیند یاددهی - یادگیری و پرورش حرفه ی معلمان به بحث بپردازند.
* سرگروه های آموزشی مدرسه به نوبت در کلاس های درس سایر معلمان شرکت می کنند و ضمن مشاهده ی دقیق فعالیت های آموزشی معلم و ارتباط او با دانش اموزان، پس از اتمام کلاس در جلسه ای همواره با معلم مربوطه به ارزیابی فعالیت های انجام شده در کلاس می پردازند.
* معلمان هر مدرسه برای خود برنامه های غیر رسمی دارند؛از جمله، دیدار از شرکت های بزرگ تولیدی، خدماتی و بازرگانی،دیدار از موزه ها،فعالیت های گروهی – هنری،گردش علمی – فرهنگی،ایجاد گروه های ورزشی گوناگون با دانش آموزان و والدین آن ها و ... معلمان در محیط غیر رسمی با ایجاد ارتباط شفاف تر تلاش می کنند از تجربه های یکدیگر بهره بگیرند و روابط خود را با والدین و دانش آموزان مستحکم تر کنند.
* معلمان هر یک از کلاس های در هر سال دست کم دو بار از والدین دعوت می کنند تا به نوبت در کلاس درس آن ها حضور یابند و ضمن مشاهده ی فعالیت های اموزشی فرزندان خود، در جلسه ی گفتگویی برای تبادل نظر در زمینه ی کلاس درس شرکت کنند.
البته تجربه ی ژاپن همانند کشور آمریکا برگرفته از تجربه ی سایر کشور ها نظیر شوروی سابق می باشد که در سال 1957 وقتی که اولین فضا پیمای شوروی(اسپوتینگ) به فضا پرتاب شد امریکایی ها را شگفت زده کرد و آن ها بررسی کردند و دیدند که شوروی از سیستم آموزشی قوی برخوردار است و در داخل آن سیستم نظام ارزشیابی درستی دارند.
از اینرو در سال 1958 تا سال 1982(22 سال)روی آموزش و پرورش سرمایه گذاری کردند که به مرحله ای رسیدند که انواع سیستم های آموزشی را اجرا کردند.
در ایران نیز سیستم توصیفی ارتقا خود به خود بنا به توصیه آمریکائی ها در سال 1333 توسط دکتر مهران اجرا شد ولی در سال 1339 بنا به دلایلی نظیر فراهم نبودن بستر کار و ابزار های لازم متوقف شد.
زیرا برای اجرای چنین طرح هایی باید به طرز نگرش معلم و خانواده که می تواند نظام تعلیم و تربیت یک شهر را تحت تاثیرقراردهد توجه خاصی شود.
در ایران در سال 78-1377 برای اولین بار شورای عالی آموزشی و پرورشی اهداف دوره های (ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان) را طراحی کرد که ابتدایی 106 هدف( سیاسی، اقتصادی،اجتماعی،علمی، اخلاقی و ... ) و در راهنمایی 96 هدف پی ریزی شد.
ولی باید اذعان کرد سیستم ارزشیابی فعلی دانش اموزانی را تربیت می کند که مونتاژان خوبی هستند.پس باید با حفظ سیستم آموزشی و ارزشیابی فعلی تغییر نگرش در سطح کلی بوجود آید.زیرا هر زمانی یادگرفتیم که به صورت کیفی ارزشیابی کنیم و کی گزارش دهیم موفق خواهیم شد.
روش های ارتقا در جهان مختلف است به عنوان مثال در کشور هایی نظیر اردن، بلژیک بر اساس معلم محوری است که ملاک ها تصمیم گیرنده هستند.
در کشور هایی نظیر فنلاند، پرتقال بر اساس شورایی می باشد که بررسی پرونده های دانش آموزان توسط شورا انجام می گیرد اما نظام امتحانی که ارتقاء بر اساس امتحانات صورت می گیرد در کشور های ایران، چین و کویت اجرا می شود.
کمسیون اهداف، طرح ها و برنامه های آموزشی و پرورشی
دوره ی راهنمایی تحصیلی شهرستان نهاوند
علل افت كيفيت آموزشي و پرورشي در مدارس
در هر جامعه باتوجه به طرز تفكـر احاد جامعه و بافت فلسفي فكـري و ريشه هاي عقيدتي آنهـا نظام هايي روي كـار مي آيند و اين نظام ها فـارغ از محاسن و معايب خود در آن جامعه اقدام به طراحي برنامه ها و اهداف غايي در قالب كتب درسي و مكتبي و فكري براي دانش آموزان خود مي نمايند در اين بين ساخت نظام آموزشي يك جامعه اعم از نگرش ها و باورها ، برنامه ها وآيين نامه ها مي توانند همگي برسيستم كلي تعليم و تربيت تأثيري شگرف بگذارندكه بعضي ازآنها آثار خود را در كـوتاه مدت و بعضي در بلند مدت نمايان مي سازند و اين تاثيـرات اعـم از مطلوب يا نامطلوب صحيح يا غلط در بافت آينده جامعه تأ ثيري بسيار عميق خواهند گذاشت با توجه به اينكه ديگر فعاليت هاي مربوط به مسائل آموزشي و پرورشي در مدتي تقريباً طولاني اثرات عمده خود را به معرض ديد مي رسانند شايد كوچكترين اشتباه و يا نارسايي در تحليل بعضي ازمسائل و يا با در نظر گرفتن بعضي از علل و عوامل بسيار پيچيده تربيتي و آموزشي ضايعه اي غير قابل جبـران بر پيكـره آموزشي كشور وارد نمايند كه سال ها نتوان التيام آنرا بهبود بخشيد آنهم با صرف هزينه هاي گزاف و چندين برابر قبلي كه براي طراحي و اجرا صرف گرديده است.
از جمله عـواملي كه در اين راستا مي توانند تاثيرات منفي بر كيفيت آموزشي و روند آموزش در مدارس اعمال كنند مي توان به وضع آيين نامه هاي خشك و انعطاف ناپذير و غير شفاف كه پس از رفع اشكال ها وعيوب آنها و سپري نمودن كانال هاي عريض و طويل معمول اداري آيين نامه اي جديد با مشكلات و اشكالات جديدي از پي ديگـري سرازير مي گردد و چون سيستم بصورت متمركز اداره مي شود. انعكاس يك مشكل از پايين ترين رده به تصميم گيرهاي اصلي شايد چندين سال طول بكشد .
طراحان كتاب ها و نظام آموزشي كمتـر توجهي به نيازهاي واقعي دانش آموزان در همه سطوح مي كنند و گويي هر مقطع تحصيلي سيستمي مجزا و مستقل از همديگر دارند و هر كدام اطلاعات گسسته و غير مرتبط با هم در زمينه هاي اجتماعي و علمي ارائه مي دهند در چنين سيستم آموزشي از دانش آموزان انتظارحفظ مفاهيم اوليه بعضي از قوانين يا پديده ها بصورت طوطي وار را خواستار هستيم و هيچ تـوجهي به خلا قيت و ابتكارات دانش آموزان يا به نحـوه تفكر آنها از پديده هاي اطـراف و در ارزشيابي دانش آموزان هم كمتـر تـوجهي به مسائل علـمي آزمايشگاهي يا ابتكارات آنان مي شود. سيستم آموزشي توجهي بيش ازاندازه به كميت آموزشي و اصالت دادن به محتوا و برنامه به جاي رشد و تحول همه جانبه علا قـمند است و اين اشتبا هي بـزرگ بوده وآنهم شايد جابجايي هدف و وسيله درآن صورت گرفته بدين معنا كه معيار كمي و درصدهاي آمار قبولي وسيله اي بـراي نشان دادن رشد كيفي در مطالعات مختلف بكاربرده مي شود كه بدين وسيله راه هاي اصلاح روش ها و يا مقايسه آنها و يا اصلاح شيو ه ها بـراي رسيدن به هدف متعالي تعليم و تـربيت و ارتقاء كيفيت يادگيري مورد استفاده قـرارمي گيرد كه عملاً توجه به كيفيت از ياد رفته و بصورت سنتي تأكيدي بيشتـر بـرآمارهاي درصد قبولي بعنوان بلاي آموزشي كيفي درجامعه ريشه دوانده است بعنوان مثال ، ما بسيار شاهد تشويق معلماني كه از درصد قبولي كاذب استفاده نموده اند ، بوده ايم تا معلماني كه بخاطر ميزان ياددهي كيفي يك مطلب آموزشي تشويق شده اند.
عدم نظارت و كنترل سالـم ارزشيابي هاي اصولي و توجه به معيارهاي غيـر واقعي و كهنه و از كار افتاده روي هم رفته شرايط نامطلوب و اضطراب آوري را در محيط مدارس به وجود مي آورد كه امكان استفاده از شيوه هاي غير معمول را از بين برده و عرصه را براي افرادي كه به طرز تفكـر و خلاقيت و پرسشگري دانش آموزان بدون درنظـرگرفتن مطالب كليشه اي كتاب ها مي نمايند ، تنگ تر مي كند و ما در اين شيوه بيشير طالب دانش آموزاني همچون سربازاني كه بي چون و چرا بايــد اطاعت كنند و حق هيچ پرسشگري و به دنبال چرايي هستند را نيستيم .
كميسيون تحليل اهداف برنامه هاي آموزشي و پرورشي
راهنمايي تحصيلي شهرستان نهاوند
فراخوان مقاله
باعرض سلام خدمت همكاران محترم و آرزوي موفقيت براي شما به پيوست گزيده اي از شرح وظايف عمومي و تخصصي و برنامه هاي كميسيون تحليل اهداف ، طرح ها و برنامه هاي آموزشي و پرورشي دوره راهنمايي تحصيلي كه امسال بر عهده گروههاي آموزشي( ديني – عربي ، رياضي و تربيت بدني ) گذاشته شده است جهت اطلاع حضورتان ارسال مي گردد اميد است كه دبيران محترم مبناي فعاليت خود را در مدارس جهت تهيه مقاله و ارسال به كميسيون بر اساس موضوعات ذيل قرار دهند :
1.آسيب شناسي آيين نامه هاي دوره راهنمايي تحصيلي .
2. تحليل و بررسي اهداف دوره راهنمايي تحصيلي.
3. نقد و بررسي راهنمايي برنامه درسي دروس .
4. مقايسه تطبيقي برنامه هاي آموزشي و درسي ساير كشور ها و استخراج راهكارهاي محلي و بومي .
لازم به ذكر است كه صورت جلساتي كه در مدارس توسط همكاران تهيه مي شود در قالب همين مطالب باشد و اگر احياناً مطلب خاصي در مورد رشته تدريس خود داشتند به پژوهشكده ارسال فرمايند و نمونه هاي برتر جهت اطلاع ساير همكاران به مدارس ارسال خواهد شد .
كميسيون تحليل اهداف ، طرح ها و برنامه هاي آموزشي و پرورشي دوره ي راهنمايي تحصيلي شهرستان نهاوند
هدفهاي برنامه راهنمايي تحصيلي
معمولاً هدف هاي يك دوره راهنمايي تحصيلي به ترتيب زير است
منظور اين نيست كه دانش آموز در يك يا چند فعاليت مربوط به اين اهداف شركت نمايند بلكه لازم است برنامه راهنمايي تحصيلي طوري ترتيب يابد كه او با هر كدام از هدف هاي فوق درگيري فعالانه اي داشته باشد .
يكي از مشكلات آموزش و پرورش ايران عدم هماهنگي بين دروس نظري و عملي مي باشد . براي شكوفايي توانايي هاي گوناگون دانش آموز شايسته است كه به موازات دروس نظري برنامه اي جهت آموزش دروس عملي نيز فراهم گردد زيرا دانش آموزاني هستند كه از درك مفاهيم نظري و پاره اي از دروس داراي استعداد كمتري هستند و در عوض توانايي هاي خاصي دارند كه كمتر به مفاهيم نظري مربوط مي باشد . براي اين دانش آموز لازم است مدرسه فعاليت هايي را تدارك ببيند كه با آموزش حرفه اي منجر گردد . هدف چنين راهنمايي اين است كه كه اين قبيل افراد در خود احساس ارزش كنند .و افراد موثر و مفيد و مهمتر از همه ، سازگار و شاد تربيت شوند.
از ديگر چالش هاي آموزش و پرورش اين است كه به موازات امكانات سرگرم كننده كه در محيط بيرون از مدرسه براي دانش آموزان وجود دارد در محيط مدر سه با گذشت سال ها هيچ گونه امكاناتي به غير از گج و تخته و معلم وجود ندارد و قاعدتاً دانش آموز هم بيشتر جذب محيط بيرون مي شود و نبايد با توجه به طبع تنوع گرايي در انسان نبايد انتظاري غير از اين داشت در صورتي كه مي دانيم در گذشته با توجه به اينكه در محيط بيرون از مدرسه و منزل امكانات سرگرم كننده اي نظير وسايل ارتباط جمعي وجود نداشت از اين رو مهمترين سرگرمي دانش آموز محيط مدرسه و درس بود . با توجه به اهميت موضوعات ذكر شده ، حال اگر ما بتوانيم امكانات و محيط آموزشي و پرورشي را جذاب تر از محيط هاي بيروني و يا حداقل متناسب با آن فراهم نماييم . بايد گفت كه وقت آن رسيده كه تحولي در نظام آموزشي صورت گرفته است . البته نبايد از اين نكته غافل شد كه لازمه چنين محيطي ، معلمان و كاركنان با انگيزه و تعليم ديده مي باشد كه فارغ از همه دغدغه هاي اجتماع ، منزل و مدرسه با تغيير بينش نسبت به مدرسه و آحاد جامعه بسوي سازمان يادگيرنده حركت كنند . لازمه اين امر تغييرات اساسي است كه در ساختار اين سازمان ها و شيوه نگرش مديران آنها بايد صورت گيرد البته بايد توجه كرد كه سازمان يادگيرنده بطور آني بوجود نمي آيد بلكه براي رسيدن به اين هدف نيازمند پذيرش ايده ها و فرايندهايي هستيم كه با گذشت زمان و بطور مستمر حاصل مي شود و كه اين ايده مي بايست براي همه افراد اعم از مديران ، كاركنان ، معلمان ، دانش آموزان و والدين قابل درك باشد زيرا هر يك از اين افراد در ساختن فرهنگ آموزش سهيم هستند . كه اميد است مسئولان توجه اساسي به اين بخش از مشكلات نه بصورت مقطعي و گذرا داشته باشند بلكه اين مسأله را جزء برنامه هاي كلان كشوري قرار دهند .
كميسيون تحليل اهداف ، طرح ها و برنامه هاي آموزشي و پرورشي دوره راهنمايي تحصيلي شهرستان نهاوند
درمقطع ابتدایی فراگیران با چهار مهارت گوش دادن ، دیدن، خواندن ونوشتن آشنا می شودندکه مهارت نوشتن درمیان مهارتهای زبانی سختر ین مهارت است ؟ چرا که درهنکام نوشتن باید چشم ودست وذهن کاملا هماهنگ عمل کنند تا شخص به تواندمتنی را روی کاغذ بیاورد . برای نوشتن از یک سوی رمزهای صوتی باید تبدیل به رمزهای دیداری یعنی خط شوند هماهنگی میان چشم ودست وحرکت ماهیچه ریزکار ، خود نیاز به مهارت خواص دارد و دراین میان احساسات نویسنده را برروی کاغذ آوردند ، مهارت خاص خودرا می طلبد .
درآموزش نوشتن انشاء مربی نیز خود باید دارای قدرت نوشتن باشد تا بتواند این مهارت را درفراگیران خود پرورش دهد . ارزش ، اهمیت ، خوش خطی ، غنای واژگانی و شناخت اصول نکارش از طریق خواندن ونو شتن دائمی وحوزه ی آموزش صحیح زبان پدید خواهد آمد .برای آنکه بتوان خوب نوشت به سه گام بایستی توجه کرد .
کام اول درک ارزش مساله نوشتن
وقتی کلمه ی (( مساله)) رابه کار می بریم بدان معنا ست که تاوقتی امر نوشتن برایمان (( مساله )) یعنی موضوعی با اهمیت نشود دنبال (( حل)) آن نیز نخواهیم رفت پس با مساله اینگونه برخورد کنیم : اراده ی قطعی برای آموختن وآموزاندن واقدام عملی برای این کار تاکسب مهارت ، داشتن اعتماد به نفس زیرا به قول چینی ها (( طولانی ترین راه ها نیز باقدم اول آغاز می شود )) درنوشتن هم اگر قدم اول را برداریم، قدم های بعدی رانیز برخواهیم داشت.
گام دوم : شناختن نوشته های خوب:
فرق قائل شدن میان نوشته های خوب ونوشته های معمولی یا بد .
خواننده ای که عادت داشته باشد هرنوع نوشته را بخواند وهمه رابه یک چشم بنگرد هرگز نویسنده ی خو.بی نخواهد شد نوشته خوب نوشته ای است که دارای این ویژگیها باشد .
گام سوم : خواندن آثار نویسندگان بزرگ
مطالعه ی آثار نویسندگان بزرگ علاوه برفواید علمی ، آموزشی وتربیتی دراصلاح زنان وافزایش واژگان ودر نهایت بالا بردن توان نوشتن می تواند بسیارمو ثر باشد. متاسفانه درروشهای اخیر به
عمر تمرین وتکرار درنوشتن کم تر اهمیت داده می شود سوق دادن فراگیران چهار جوابی ، کامل کردنی ، صحیح وغلط ........به ویژه دردوره دبستان موجب می شود تا دانش آموزان هرچه کمتر از قدرت انگشتان دست وقدرت ذهنی خود استفاده کنند وبه تبع نه خوش خط خواهند شد ونه قدرت ذهنی آنان پرورش لازم را خواهند دید.
برای تشویق فراگیران درمهارت نوشتن بایستی به انشاء وکلاس آن ارزش گذاری بیشتری شود وبا روشهای مختلف انگیزه نگارش به استفاده بیشتراز لغات آموزش داده شود وجستجو برای کار بردن کلمات جدید را درفراگیران بالا ببریم اگر از روشهای مشارکتی برای زنگ انشاء به کار ببریم باعث تنوع وجذابیت بیشتر برای این ساعت درسی وکاربردی نمودن نوشتن خواهیم شد .ُ
درذیل چند روش برای استفاده روش مشارکتی درساعت انشاء پیش نهاد می گردد که از مقاله ی همکار گرامی سید علی محمودی ، جزئی بر گرفته است رشد ابتدایی شماره 5 بهمن ماه 1383 می باشد . امیداست یادآوری براین مقاله استفاده ای داشته باشد برای همکاران بزرگوار .
1- فراگیران با قرار گرفتن در یک گروه باکمک هم انشاء بنویسند از قبل تمهیداتی برای جلوگیری از شلوغی درکلاس درنظر گرفته شود.
2- موضوع به کلاس ارائه شود هرکدام از شاگردان نظر خودرا بگویند ودر روی تابلو یاد داشت شود وسپس با هما هنگ نمودن آن جملات آن را به یک انشاء دسته جمعی کلاس تبدیل کنیم .
3- از روش نقش آفرینی ونمایش درزنگ انشاء بهره ببریم
4- معلم قصه یا موضوع انشایی رابه صورت ناتمام به کلاس ارائه دهد وکامل کردن آن را به گروه های کلاس محول نماید وارزشیابی رابه خود فراگیران کلاس انجام می دهند .
5- تعدادی کلمات به گروه ها ارائه می شودوهر گروه به آن کلمات انشاء خلاقانه ای طراحی می کنند
6- هر فرد کلاس برای خودانشاء بنویسد سپس انشاء را دوبه دو با هم عوض می کنند وانشاء یک دیگر رامی خوانند وکلاس درمورد آن نظر خواهد داد .
7- روش بالا می تواند به صورت گروهی باشد که هر گروه یک انشاء نو شته سپس گروه ها انشاء رابا هم تعویض کرده وآن را به کلاس ارائه می دهند
8- فراگیران درگروه انشاء نویسی کنند بدون علائم نقطه گذاری سپس انشاء ماباهم تعویض شده وهر گروه انشاء گروه دیگر را خوانده وعلائم نقطه گذاری آن را کامل کنند
9- درهر گروه هر نفر یک جمله بنویسند وآن را به نفر بعد داده تاآن نفر نیز جمله خویش را بنویسد وبه همین ترتیب در گروه با هم فکری هم دیگر انشاء نوشته شود وسپس آن را بخوانند .
10- بوسیله ی معلم انشاء چاپ شده ایکه از قبل آماده گردیده به شاگردا ن داده شود تا غلط ها ی انشایی وعلائم نگارشی آن اصلاح گردد .
11- قصه ایی که ترتیب نوشتاری آن درهم آمیخته شده دراختیار فراگیران قرار داده شود تا آن را منظم نمایند وسپس آن رابخوانند .
12- داستان ی بین افراد گروه تقسیم شودکه هر فرد یک قسمت از داستان را تحویل میگیر دسپس با خواندن وهما هنگی داستان را کامل کرده وبه کلاس ارائه دهند داستانهای هر گروه با هم تفاوت داشته باشد.
13- از کلمات نامرتب استفاده شود ودر هر برگ کوچک تعدادی کلمات نامرتب به فراگیران داده شود تا درگروه با آن کلمات یک متنی تهیه کنند وبه کلاس ارائه دهند.
14- فراگیران با آوردن روزنامه در کلاس وبابریدن تصاویر وجملات آن یک انشاء تصویری بسازد ودر باره آن در کلاس توضیح دهند
15- از روش تلفیقی استفاده کرده ودروسی مانند علوم ، جغرافیا ، تاریخ ، و........ رابه عنوان موضوع انشاء قرار داده واز فراگیران می خواهیم در مورد آن در زنگ انشاء توضیحاتی جهت اطلاع کلاس ونه جواب دادن درس ارائه دهند.
با روش های فوق می توان کلاس را تنوعی بیشتر بخشید البته روش های ذکر شده پیشنهادی است
وهر معلم می تواند با خلاقیت های خود انشاء را به ساعتی لذت بخش ودل پذیر تبدیل نما ید.
با تشکر از حسن توجه شما
گروه ادبیات فارسی شهرستان نهاوند
سال تحصیلی ۸۸-۸۷